خواهر کوچولوی من
دلم میخواد بدونی که چقدر برام مهمی... خودت ، زندگیت و آینده ت

بدون که همیشه ، هر جای دنیا که باشی و هر جای دنیا که باشم ، دوستت دارم

 

مگه میشه ازت گذشت ؟ وقتی از یه خونیم...
وقتی سالها شریک بازی های بچگیم تو بودی

 

سالها زندگیم در کنار تو سپری شد
و سالها غمخوار و مونس هم بودیم

چقدر دوست دارم زمان برگرده
زمان برگرده به اون دوران بچگی... دوران خاله بازی هامون
دوران مدرسه رفتن هامون

مشق نوشتن هامون...
کارتون دیدن هامون

 

حتی گاهی قهر کردن های بچگی
دوران بزرگ شدنمون کنار همدیگه
و با هم بودن هامون

زمان برنمیگرده... پیش میره
اگرچه پیش رفتن زمان ما رو از هم دور کرده
اگرچه خیلی وقتا با هم نیستیم
اگرچه دلم هواتو میکنه

 

اما فکر من همیشه اونجاست
وقتی شادم...وقتی میخندم
تصویر تو میاد جلوی چشمم

برات دعا میکنم... تا همیشه
انقدر دعا میکنم تا به همه آرزوهای کوچیک و بزرگت برسی عزیزم

 

اینجوری من هم به یکی از آرزوهام میرسم
آرزوی سلامتیت... خوشبختیت و موفقیتت

ته تغاری خونه قلب
آبجی  عزیزم ماچ

سوگلی عاشقتم!

میدونم... باز هم نشد بنویسم...اون چیزایی که دلم میخواد ... شاید یه روز که دیگه بغض نکردم خیلی چیزا رو نوشتم...شاید

دوستت دارم عزیزم